پشم دستریس

نوشته شده توسط مدیر روابط عمومی 1396/06/25 14:25:55 0 نظرات مقالات فرشی,


امروزه نخ دستريس در سراسر جهان با استقبال فوق العاده ای روبرو شده است. استفاده از انها به عنوان يک ويژه بافت در کليه منسوجات تاثير بينظيری در افزايش فروش انها در بازارهای مختلف جهانی داشته است. در کشور ما ايران نيز توليد و استفاده از نخهای دستريس در منسوجات مختلف مرسوم بوده است.در شمال خراسان،کرمانشاه،مناطق عشاير نشين و ايلات فارس و در سنندج و کامياران در استان کردستان توليد انواع اين نخها رواج داشته است. در سنندج و در مناطق حومه ای اين شهر توليد انواع نخهای دستريس جهت استفاده در قالی و توليد نوعی لباس محلی بنام چو خارانک مرسوم ميباشد.
عمليات قبل از ريسندگی:
     پس از اينکه پشم از بدن گوسفند (پوست حيوان)چيده و جدا گرديد،ابتدا عمليات سرت کردن يا طبقه بندی برروی آن صورت ميپذيرد. در اين مرحله پشم بر اساس مشخصات خود همچون محل پرورش ،نژاد، نوع تغذيه و ... طبقه بندی می گردد. بعد از اين مرحله عمليات حلاجی و شستشو بر روی پشم صورت می پذيرد. در نتيجه اين مرحله خار و خاشاک پشم از آن جدا گشته ،توده های در هم رفته از هم منفک شده و در نهايت کليه ناخالصی ها و کثافات موجود و چربی های اضافه از آن زدوده ميشود و محصول جهت ريسندگی آماده ميگردد.
    ريسندگی به دو صورت صنعتی و سنتی قابل اجرا ميباشد. در روش صنعتی در طی يک فرايند خاص و با استفاده از ماشين الات مختلف نخ تهيه می گردد. نخهای توليدی در اين روش کاملا" يکنواخت و با وجود نقاط ظخيم و نازک (1) بسيار کم توليد می گردند. در اين عمليات پس از توليد نخ تک لاء نخ دو لا و چند لا بر حسب نياز تابيده شده و در بقچه های5/4 تا 5 کيلوگرمی و يا در عدلهای 72 لغايت 80 کيلوگرمی آماده رنگرزی می گردند.
پشم مورد استفاده در کردستان:
    پشم مورد استفاده در سنندج جهت توليد نخ خامه قالی از نوع پشم گوسفند کرمانشاهی می باشد. اين نوع گوسفند به دليل تغذيه در کوهستانهای سرسبز از پشمی با زير دست نرم برخوردار ميباشد. با اين حال جهت توليد لباس محلی چوخارانک از کرک بدن بز محلی بنام" مرخز"استفاده می کنند. مرخوز نام شهری در شمالغربی استان کردستان است که در حدود 40 کيلومتری شهر سقز در بين راه بوکان قرار دارد. اين شهر کاملا" کوهستانی بوده و از سه طرف در حصار کوههای بلند استان قرار گرفته است.
    پشم مرخز در اصطلاح محلی "مزر" ناميده ميشود که منظور از آن پشم (کرک) بز قرمز رنگ می باشد.
ابزار مورد استفاده جهت توليد نخ دستريس
    جهت توليد نخ از دوکهای ساده نخ ريس استفاده می گردد. اين دوکها به دو صورت موجود می باشند. دوکهای نخ کرک مرخز و دوکهای نخ خامه. تفاوت اين دو نوع کوک در طول ميله چوبی آنها می باشد. طول ميله چوبی نخ کرک مرخز نسبت به نخ خامه کوتاهتر است. ساختار کلی يک دوک نيز از سه قسمت مشخص تشکيل شده است.
    1- ميله چوبی: ميله چوبی بلندی که به شکل يکنواخت از يک طرف به قلاب و از سمت ديگر به لنگر محدود می شود و بعنوان اصلی ترين قسمت دوک وظيفه کنترل و پيچيدن نخ تابيده شده را بر عهده دارد.
     2- قلاب يا زبانه فلزی: در بالای دوک و سر ميله چوبی يک قلاب يا زبانه فلزی قرار دارد.که وظيفه اصلی آن کنترل نخ جهت پيچش و مهار نخ در هنگام اعمال کشش و سپس راهنمايی نخ در هنگام تابيدگی می باشد.
     3-لنگر: قطعهای چوبی و به شکل يک حجم بيضوی در انتهای دوک و ميله چوبی قرار دارد. وظيفه اصلی اين حجم بيضوی شکل کنترل عمليات تابندگی و کمک به مهار تاب داده شده به نخ ميباشد.
    مراحل توليد نخ دستريس:
    الف) شانه کردن:
    جهت توليد هر نوع نخی از هر جنس (پشم يا پنبه) می بايست ابتدا پس از حلاجی آنها را بصورت پرده عنکبوتی يا تهيه کرد. يا پرده عنکبوتی حاصل فرآيندی بنام کاردينگ می باشد. بر اساس نظر کليه متخصصان علم نساجی ، کاردينگ قلب عمليات هر گونه توليد نخ ميباشد. اهميت اين مرحله فوق العاده زياد می باشد. جهت انجام کاردينگ از يک شانه دستی استفاده ميشود.تا بوسيله آن الياف بصورت تقريبا" موازی با هم درآيند و در اين دستگاه ابتدا پشمها را کشش داده و سپس به حالت موازی از ميان دندانه های مخصوص شانه عبور ميدهند تا صاف گردد. سپس از کناره های شانه پشمها را جدا کرده و در اين حالت پشم اماده تيت کردن می باشد.
ب)تيت کردن (تايس):
    در اين مرحله می بايست الياف شانه شده ( کارد شده) بگونهای کلاف گردند.که بتوان از آنها جهت ريسندگی استفاده کرد. لذا اين الياف کارد شده را در کلافهايی روی مچ دست قرار ميدهند. پس از آن شخص ريسنده پشم را به تدريج از مچ دست به سمت دوک باز نموده تا نخ نيم تاب آماده گردد.
ج) ريسندگی (اعمال کشش و تاب دادن) :
    اين مرحله شامل عمليات کشش دادن و تاب دادن ميباشد. بدينطريق که ابتدا به سيله دست چپ مرتبا" دسته الياف به طول نيم متر باريک شدهو کشش لازم بر آن اعمال می گردد. به اين نخ ، نخ نيم تاب گفته می شود. سپس جهت در هم رفتگی و دادن استقامت به نخ با گردش دوک نخ تابيده می شود. بواسطه وجود لنگر (بيضوی انتهای دوک) تابندگی تحت
    کنترل ميباشد .
 د) جمع کردن ( پيچيدن نخ ) :
    پس از تابيدن نخ در جهت ميبايست آنرا در جهت خلاف تاب داده شده جمع کرد تا تاب اعمال شده خنثی نگردد. از اين رو جهت جمع کردن نخ، آنرا از قلاب دوک رها کرده و در جهت عکس چرخش تاب (تاب ) نخ جمع ميگردد. جمع کردن تنها بوسيله دو انگشت اشاره و شصت صورت ميگيرد. چرا که می بايست با حرکت زيگزاگ نخ تابيده شده بصورت مداوم از دور انگشتان دست باز شده و در جهت عکس تاب نخ بدور دوک جمع گردد تا تاب اعمالی خنثی نگردد.
 

 

ارسال نظر